6237_668

با صدااایِ بی صدا! فرهاد مهراد

 

images

یادداشت محمدرضا شیخ حسنی به بهانه ی سالمرگ فرهاد مهراد

با صدااایِ بی صدا! فرهاد مهراد

ریتم نو : فرهاد مهراد در سال 1322 در تهران به دنیا آمد و در 9 شهریور 1381 در پاریس درگذشت…از آنجا که این سطرها قرار نیست زندگی نامه یا چیزی شبیه به آن باشد از پرداختن بیش از حد به جزئیات زندگی 59 ساله او صرف نظر می کنیم.بی شک این جزییات شباهت زیادی به زندگی هنرمندان در عصر های متفاوت داشته که در ادامه ی مطلب در صورت نیاز به آن ها اشاراه خواهد شد.

 

خودآموزی اولین دلیلِ تفاوت

فرهاد بی شک از متفاوت ترین خوانندگان در زمان خودبوده است – که این زمان را می توان با بازه ی بازی که تا حالا ادامه دارد نشان- از اصلی ترین دلالیل این تفاوت در کارِ فرهاد می توان به خود آموزیِ وِی در سال های اول آشنایی با ساز اشاره کرد… همواره شاهد این بوده ایم که در موسسه های آموزشی – اعم از موارد علمی و هنری – افراد به هم شبیه و پایبند به سنت ها پرورش می یابند… البته که فرهاد نواختن چند ساز را به صورت حرفه ای و نزد اساتیدی یاد می گرفت اما هوشِ شنوایی بالایِ او و دقت زیاد در دورانِ کودکی او را یک انسان متفاوت بار آورده بود…

 

آشنایی با ادبیات

فرهاد از دورانِ کودکی عاشق ادبیات بود تا آنجا که قصد ادامه تحصیل در این رشته را داشت. اما شاید ممانعتِ عمویِ فرهاد لطفِ ناخواسته ای بود که در حقِ او شد تا او یکبارِ دیگر با گریز از آموزش آکادمیکِ رشته ی مورد علاقه اش به افق هایِ بهتری برسد… آشنایی با ادبیات نقطه ی قوت کارهایِ فرهاد مهراد است. در دورانی که هم نسلانِ فرهاد تجدد می ریختند در قالب موسیقیِ کلاسیک و سطرهایِ آزادی و اجتماعی را در شعر های حافظ و مسعود سعد سلمان ها پیدا می کردند، فرهاد با درکِ درست شعر و ترانه از اولین کسانی بود که رو به اجرای کارهای نو، سپید و اشعاره محاوره آورد. حتی شناخت و علاقه ی مِهراد به ادبیات به ادبیاتِ معاصر ایران هم بسنده نکرده بود ، مطالعه ی متون و اشعارِ کلاسیک و نو ادبیات اروپا و غرب باعث شد تا او به اجرایِ کارهایی از شکسپیِرو ترانه سرایانِ اسپانیایی روی بیاورد. اجرایِ آثارِ فاخر شاملو، بهترین های قنبری به لطف آهنگسازی هایِ کم نقصِ اسفندیار منفردزاده ، فرهاد را با اختلافِ زیادی نفر اول صفِ خوانندگانِ انقلاب کرده بود.

خواندن یا اجرایِ متن!

فرهاد را می توان از سردمدارانِ اجرایِ متن در موسیقی دانست. او در نمونه های بسیاری سعی در اجرایِ کلمه با لحن به بهترین شکلِ ممکن داشت. پیش در آمدِ شبانه ی 2 از بهترین مصادیقِ این قصه است.

تجدد – نه آنطور که می گفتند

یکی از اصلی ترین مشکلات برخورد مخاطب و البته منتقد با آثارِ به اصطلاح سیاسی-اجتماعی در طولِ تاریخ هنرِ ایران این بوده که در اکثر موارد جنبه ی هنری اثر نادیده گرفته می شده. از این رو اکثر مولفین هم این دچار این سوءتفاهم شده اند و آثار به اصطلاح سیاسی- اجتماعی شان فاقدِ ارزشِ هنری بالایی ست. دلیل تاکیدم رویِ “به اصطلاح” پیش از این تعابیر این است که معتقدم فعالیتِ هنری در هر دوره ای اگر به درستی و هنرمندانه ترین شکل انجام پذیرد خود شاملِ بعدِ انتقادی،اجتماعی و سیاسی و … خواهد بود.فرهاد این امر را به درستی دریافته بود.(البته چند کارِ مشخصا سیاسی او کاملا با توجه به شرایط زمانیِ فعالیتش قابل توجیح است) فرهاد با انتخاب درست ِ ترانه ها به جایِ تزریقِ افکار انقلابی به سطحی ترین شکلِ ممکن، سعی در برخورد شخصی با زندگی دارد.خیال! عنصری که مثل همین سطرها ناگهانی وارد آثارِ فرهاد می شود اما نمی شود به سادگی از آن گذشت…کلید واژه ی خیال و رویا و حتی اسم آهنگ هایی مثلِ “خواب در بیداری”… همه از مولفه هایِ انسانی ست که به شرایط موجود نقد هایی داشته و همواره گویا به فکر شرایطِ بهتری ست.کارهایِ فرهاد حتی انجا که عاشقانه یا به بیانِ دیگر از نظر محتوا غیراجتماعی ست اما همینکه از نظر ساختار متفاوت با آن چیزی ست که پیشتر به عنوان شعر اجرا شده است خود نشان از باور مِهراد به تجدد – نه به سطحی ترین صورت آن که به شکلی عمیق و درونی دارد-

البته هرگز نمی شود از فرهاد مهراد نام بُرد و به مراتب از اسفندیار منفردزاده و شهیارِ قنبری یاد نکرد… آن ها که فرهاد بهترین هایش را بی شک مدیون نو آوری و جسارت هایِ آن ها با جهانبینی هایِ مشابه بود.

با صدااایِ بی صدا!

در عینِ حال که فرهاد از 3 سالگی به صدایِ ساز گوش می داد و از 7 سالگی نوازندگی می آموخت اما حالا تعداد آلبوم های منتشر شده از او به تعداد انگشت هایِ یک دست هم نمی رسد…(این نکته را در نظر بگیرید که بسیاری از کارهایِ منتشر شده در آلبوم تکراری بوده است) فرهاد در بیشتر سال هایِ دهه های شصت و هفتاد به اصطلاح روزه ی سکوت گرفته بود…از مصاحبه های بی مورد همواره گریزان بود.مهراد در عینِ بی مهری هایی که در طیِ سال هایِ حیاتِ او و حتی بعد از آن با خود و آثارش شد همچنان از صدرنشینانِ پِلِی لیستِ افرادِ جدی موسیقی ماست…طیِ این سالها افراد زیادی برایِ اینکه متفاوت باشند تقلید ناشیانه و در بعضی موارد کپیِ نزدیک به اصلی از صدایِ فرهاد به نمایش گذاشته اند غافل از اینکه پیروی درست از سنتِ نوگرایانه ی فرهاد این است که از هر مثلِ قدمایی ها بودنی پرهیز کنند! می شود به این جمله ی معروف در ادبیاتِ معاصر هم اشار کرد که پیروانِ واقعیِ نیما کسانی هستند که شعر را به هیچ وجه مثلِ او نمی نویسند.

 

یه مرد بود…یه مرد…”

در ستایشِ صدایِ ماندگار فرهاد بارِ دیگر باید به این نکته اشاره کرد که دیگر مانایی یک صدا مرهونِ موارد بسیار زیادی و ظریفی ست که مجموعه ای از آن ها یک اثر فاخر را به گوش هایِ مخاطب عام و حرفه ای موسیقی می رساند..از این بابت است که با افزایش جمعیت و به طورِ طبیعی زیاد شدن افرادی که از استعدادِ صدایِ خوب بهره می برند همواره فرهاد و فرهاد ها یگانه اند…

منبع : ریتم نو

نویسنده : محمدرضا شیخ حسنی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *